خرید بک لینک

این مطلبی که نوشتم مربوط به چند وقت پیشه که داشتم میرفتم خونه...


سوار که شدم و نشستم رو صندلی، از قضا یه آقای حدودا 28-9 ساله هم کنار من بود... خیلی سعی میکرد با سوالای بی مورد و نگاهای چندش آور توجهم رو جلب کنه اما من فقط صورتم رو میکردم سمت پنجره ... تا اینکه خداروشکر یه دختر با آرایش فراوان اومد و منو نجات داد... صندلیش وسط صندلی من و اون اقا بود.. آقا که نا امید شده بود ، حالا خوشحال شد و به سوژه جدید امیدوار شد... خیلی سعی کرده بود مثل جنتلمن ها لباس بپوشه اما رفتارش در کسری از ثانیه کت شلوارش رو زیر سوال میبرد...

شروع کردن به حرف زدن و انگار دخترخانم هم از صحبت بدش نمیومد و با کمال میل و خیلی کامل و جامع جواب سوالای پسر رو میداد.. خوب من خیلی سعی میکردم گوش نکنم که چی میگن و واقعا برام جذابیتی نداشت و همش از پنجره پایینو نگا میکردم ... اما شنیدن حرفاشون اجتناب ناپذیر بود... دیگه آخراش همچین گردنم درد گرفته بود که وقتی پیاده شدم کلا صورتم اون وری بود :))) .. نمیتونستم مستقیم جلومو ببینیم.. فقط میتونستم سمت چپ رو ببینم :))) .. اما خوب ارزشش رو داشت :|

یه دختر تقریبا 27-8 ساله... از شوهرش جدا شده بود.. یه پسر بچه داشت... تو تهران خونه داشت و 200 - 300 تومن از پول مهریه اش رو گذاشته بود بانک و با سودش گذران زندگی میکرد...

چه شکار خوبی... جوون.. مطلقه.. با یه پول حاضر آماده تو بانک

پسر احساس کارگزار بورس بودن بهش دست داده بود و معتقد بود خانوم نباید پولش رو بذاره بانک و باید باهاش یه ملکی چیزی بخره یه کاری بکنه و این فرشته آسمانی بشدت تمایل خودش رو برای کمک به خانوم ابراز میکرد و درنهایت شماره اش رو هم به همین بهانه برای همراهیش توی سرمایه گذاری(!) داد...

تمام اون 1ساعت و خورده ای رو داشتم به این فکر میکردم یعنی چی؟؟؟؟ هرجوری به قضیه نگاه میکردم اصن درک نمیکردم!!!!!!!

بعدکه رسیدیم و پیاده شدم احساس کردم یه نفر داره دنبالم میاد و سرعتشو زیاد میکنه تا بهم برسه... دختره بود.. خودشو رسوند بهم و خودش یهو گفت : دیدی چقد پررو بود آقاهه؟؟؟؟؟ :||||||||||

من پوکر فیس شده بودم... میخواستم بگم پس اون من بودم لابد که اونهمه حرف زدم باهاش؟؟... اما بجاش دلسوزانه گفتم: سعی کنید زندگی خصوصی تون رو برای هرکسی تعریف نکنید، بیشتر مراقب باشید!

چی جواب داد؟؟

بلند خندید و گفت اره باباااااااا حواسم هست من خودم گُرررگ ام!!!!!


قیافه ام شبیه اون نینی تو یه گیف شد که اولش داره میخنده بعد یهو میترسه :)))

باخودم گفتم اینا دیگه کی بودن!!!!

و پا به فرار گذاشتم!!!!!



پ.ن:

گیف پیشنهادی آقامون :))

http://s8.picofile.com/d/8273335092/3885714b-2b65-4af4-9de6-235e8d8894b9/_.mp4


برچسب: نویسنده: زهرا موسوی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 14:34

صفحه بندی