در راستای پست قبل یکی از کسانی که همیشه به بنده لطف داشتند گفتند که برای
آقاتونم دنبال یه فرصت مناسب باشید تا باهم بتونید برید...
میدونید
اصلا مشکل وجود یا نبود فرصت نیست... آقای من خودش صنعتی شریف درس میخونه
با رتبه یک رقمی هم دانشگاه رفت... اصلا دانشگاه MIT هم بهش پذیرش میده...
بحث اینه که دلایل مختلفی وجود داره... و من هم پیرو تصمیمات بزرگ ایشون در
زندگی هستم... با جان و دل...
نمیدونم چرا.. اما نمیتونم مثل گذشته با تک تک جزییات بنویسم زندگیمو
اینجا... فقط یه شِمای کلی از اتفاقی که میفته رو
مینویسم!!.. تازه!خیلی از
چیزارو هم نمینویسم... احتمالا باید سعی کنم که برگردم به اون دوران جزییات نویسی .. اما فعلا قول نمیدم بتونم... یکم سخت شده برام توضیح خودم...
برچسب:
نویسنده: زهرا موسوی
تاريخ: يکشنبه
17 ارديبهشت
1396 ساعت: 23:00