ناسزا به هرکسی که بخاطر یه آدم دیگه برنامه های آینده شو عوض کنه...
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:50
قرارداد خونه ام داره تموم میشه و صاحبخونه درکمال پررویی میخواد اجاره خونه رو 2 برابر کنه!!!! حتتتتتما... بشین تا بدم.. حاضرم برم جای دیگه همین اجاره رو بدم ولی به این صاحبخونه ندم این پولو.. واقعا قبل
اگه دزدارو لو ندیم کار بدی میکنیم؟ یا شدیدا به سریال کمدی نیازمندم
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:50
من یه روزی بالاخره میخونم.. به هیچ زبونی هم محدود نیستم.. الانم دارم صدامو ضبط میکنم.. فمیدی یانه؟ بیان مزخرف چرا همه چیش فارسیه.. الان نمایه دسترسی با برگه دیگه چه مزخرفیه؟؟ مثل انسان همانند انسانهای
دوس دارم عاشق بشم
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:50
خوش به حال اونایی که سخت نمیگیرن و هرکی به پستشون بخوره که بنظرشون یه ذره معیارهای همه پسند جامعه رو داره عاشقش میشن و باهمون ادامه میدن دوس دارم از یه نفر خوشم بیاد خسته ام از اینکه هرکی دور و برمه ا
احتمالا تا مدتی باید فقط مزاحم بلاک کنم
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:50
الان فهمیدم یه اشتباه بزرگ مرتکب شدم چه فایده، یه دوست پسرم نداریم شماره اونو جای خودمون بذاریم تو دیوار :d یه آگهی تو دیوار زدم یه چیز خیلی با ارزش که توی جابجایی آپارتمان برام سخته این ور اون ور برد
خودکفایی یا سیستم انگیزشی تشویق
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:50
1. میخواستم اتوکد نصب کنم بلد نبودم.. میدونم کار سختی نیست ولی از اونجایی که خیلی چیزم، میخواستم لپ تاپ ببرم یکی از بچه های دانشکده فنی برام نصب کنه.. بعد دیروز قرارشد برم آزمایشگاه برق.. دیدم ناتوانی
روستای بزرگ یا پرفسور بزرگ
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:50
1. دیروز از شدت خستگی و ترافیک اولش دچار یه سردرد شدید شدم.. کم کم یه ضعف بدی تمام وجودمو گرفت.. بعد همینجور که یه سانت یه سانت تو ترافیک جلو میرفتیم یه کامیون اومد کنارمون و دود اگزوزش رو کرد تو
میگن اول مظلوم بوده بعد ظالم
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:50
هفته پیش از یه رستوران معروف غذا سفارش دادم... ولی با اینکه کلی هم پولش شد یه کباب سوخته تحویل گرفتم و یه بوی ضخم هم میداد.. خلاصه حتی یه تیکه شو هم کامل نتونستم بخورم و همشو انداختم دور.. و فقط با نو
زیر بار زور نرو یا leftovers یا چندتا وبلاگ خوب معرفی کنین؟
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:50
1. مدیر عامل هنوز برنگشته... اون روز ازم پرسید اونجا ساعت چنده.. گفتم فلان ساعت... گفت عه اختلاف ساعت انقده؟! ... بدبختا گیج شدن تابستون یه جوره پاییز یه جوره... حلا یکی بیاد اینو توضیح بده 2. یه س
ما تو اشپزخونه غذا درست میکنیم، شما چطور؟
-
تاریخ: 1398/3/15 ساعت: 21:18
اپیزود اول: امروز تو گمرک به خانومه گفتم من خانوادم تهران نیستن، گوشیم از کار افتاده، من دیگه باید چیکار کنم کجا برم که حل شه و فلان... دیدم یه پسره هم کنار من تو نوبت وایساده بود.. بعد که جیغ جیغ ام
منم باید بهشون می پیوستم ولی من ولخرج و پرروتر از این حرفام :))
-
تاریخ: 1398/2/19 ساعت: 16:13
دیروز رفتم هایپر طبقه پایین پالادیوم دوتا از فروشنده ها روبروی هم ایستاده بودن.. یکیشون به اون یکی گفت راستی اون میوه های صورتی چیه اون ور؟ اون یکی اهسته گفت چه فرقی میکنه، ما که نمیخریم... و من در حالیکه چرخم پر از اناناس و نارگیل بود از کنارشون رد شدم...
یکی به صبونه Espinas Palace میگه ایش چه کم تنوع، یکی هم پول نداره بچه شو ببره بیمارستان
-
تاریخ: 1398/2/2 ساعت: 20:11
ایپزود 1: هفته پیش باز CEO مون برای دو روز اومد ایران.. همیشه مدیر عامل خارجیمون خودش میرفت فرودگاه استقبالش.. ولی چون ایران نبود به من گفت برم فرودگاه.. حالا CEO هم خیر سرش صبح کله سحر رسید ایران واس
الان ساعت 10:30 صبحه
-
تاریخ: 1398/2/2 ساعت: 20:11
هی میخواستم قبلش پست بذارم هی نشد هی میخواستم بذارم هی تشد آخرش الان مجبورم از چین پست بذارم یکشنبه شب من و دوست صمیمیم زر پرواز کردیم به مقصد شانگهای.. حالا سعی میکنم پستای بعد چندتا عکس هم بذارم و
نژادپرستی یا جایز نیس الان به گمرک حرف بی ادبی زد؟
-
تاریخ: 1398/2/2 ساعت: 20:11
خب بعد از صدسال اومدم :)) ده روز مسافرت بودم.. یه سفرنامه پر و پیمون دارم که باید سر فرصت کم کم بیام بنویسم.. فعلا هیچی ازش نمیگم که خراب نشه این پست متفرقه است فعلا... اقا من احساس میکنم خیلی ن
ماموریت یک روزه دانکی است :|
-
تاریخ: 1397/12/26 ساعت: 18:54
اپیزود 1: چند هفته پیش باید ماموریت میرفتم بندرعباس ... صبح نیم ساعت طول کشید فقط اسنپ بگیرم، هی اکسپت میکردن هی 5 دیقه بعد کنسل میکردن.. واقعا حالشون خوب نیس آیا؟ کسی که به مقصد فرودگاه درخواست اسنپ
چند عریضه حول دوسه تا محور :d
-
تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 17:46
1. اون روز رفتم نمایشگاه بین المللی.. یه دونه از این چرخی ها گرفتم... یه پیرمرد بود با پسرش.. به زبون مادری من حرف میزدن.. دلم خیلی شکست.. که اونهمه راه رو اومده بودن تهران تا توی همچین نمایشگاهی بارب
i owe myself...
-
تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 17:46
آهنگ Anathema داشت پخش میشد و بی اختیار گوش کردم تا آخر... همونجوری که از شیشه به ترافیک خیره شدم... دستام قدرت عوض کردن آهنگارو ندارن... الانم آهنگ castle on the hill از ed sheeran داره میخونه...But
دیدار با CEO
-
تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 17:46
همیشه فکر میکردم همین که ده بیست ساله تو خوابگاه زندگی کردم واسه بزرگ شدن کافیه تا اینکه امشب اولین سوسک زندگیمو با کلی جیغ جیغ کشتم و فهمیدم زندگی خیلی سخت تر و بی رحم تر از اونیه که فکرشو میکردم :))
از قوه تخیل برای پرداخت خرجای امروزم استفاده میکنم
-
تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 17:46
هیچوقت کارتهای بانکی و چیزای مهم رو توی جیب مانتو/بارونی/پالتو نذار هیچوقت کارتهای بانکی و چیزای مهم رو توی جیب مانتو/بارونی/پالتو نذار همیشه این بلا سرم میاد مانتومو روز بعد عوض میکنم بیرون میرم یاد
الان سرکار چطور مطالعه کنم؟ دفترمو جا گذاشتم
-
تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 17:46
یه مدرسه هست سر راهم که میام سرکار صبحا میبینمش.. اسمش تیزهوشان امید فردا ست... خب... بخندیم یا زوده؟؟؟امید فردارو خوب اومدن.. کدوم فردا؟ کدوم امید؟ الان امیدان فردارو بابت چی پرورش میدن؟ اپلای؟ خ
10 هزارتومن یعنی 2تا پفک من
-
تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 17:46
چند شب پیشا یکی از افراد ساختمون که البته مدیر ساختمون هم نیست ولی مسئول پرداخت قبض آب هست اومد در خونه گفت قبض آب من 10 هزار تومنه.. منم معذرت خواهی کردم گفتم که الان نقد ندارم اگه بشه فرداشب بهتون ب